



شهید حمید رنجبری یکی از شهدای اقتدار ایرانی در حمله رژیم صهیونیستی به زندان اوین در سال 1404 (جنگ 12 روزه یا دفاع مقدس دوازدهروزه) بود. او کارمند واحد آزادی زندانیان ندامتگاه اوین (مسئول بخش آزادسازی زندانیان) شناخته میشود که در اقدامی فداکارانه برای نجات جان کودک 5 ساله همکارش (مهراد خیری) جان خود را از دست داد و به شهادت رسید. داستان شهادتش به عنوان یکی از دلخراشترین و نمادینترین روایتهای این حمله ثبت شده است.
- محل زندگی: تهران شاغل در زندان اوین
- نحوه شهادت: زیر آوار ساختمان اداری زندان اوین – در حالی که کودک 5 ساله مهراد خیری را در آغوش گرفته بود؛ پیکرش سه روز پس از حمله (حدود 5 تیر) پیدا شد
- پیکر مطهر: کشف زیر آوار با دستهای گرهخورده با کودک – تشییع و خاکسپاری در گلزار شهدا (احتمالاً بهشت زهرا یا محل خانوادگی)
- وضعیت خانوادگی: متاهل – دارای فرزند 6 ساله – همسرش (محبوبه قربانی) در مصاحبهها از مسئولیتپذیری و عشق به خدمت او سخن گفته
- تحصیلات: کارشناسی ارشد حقوق – به تازگی در آزمون وکالت پذیرفته شده بود (پروانه وکالت پس از شهادت به خانواده اعطا شد)
- ویژگیهای برجسته: مسئولیتپذیر، دلسوز، مهربان، غیرتمند – فرزند جانباز دفاع مقدس – الگوی فداکاری و حس انسانی حتی در شرایط سخت
شهید حمید رنجبری کارمند زندان اوین در واحد آزادی زندانیان بود؛ جایی که بهترین خبرها (آزادی مشروط یا پایان محکومیت) به زندانیان داده میشود. او با مدرک کارشناسی ارشد حقوق، فردی درسخوانده و متعهد توصیف شده که حس مسئولیت بالایی داشت. چند روز پیش از حمله، به محل کار بازگشته بود و همسرش مخالف رفتن او در شرایط ناامن بود، اما او اصرار داشت «کار مردم روی زمین نماند».
او فرزند یک جانباز دفاع مقدس بود و این میراث ایثار را در رفتار خود نشان میداد. نزدیکان از او به عنوان فردی یاد میکنند که از اتفاقات تلخ جامعه (مانند برخی پروندههای جنایی) بسیار متاثر میشد و همیشه به فکر کمک به دیگران بود.
دوم تیر 1404، رژیم صهیونیستی زندان اوین را هدف حمله مستقیم قرار داد (اقدامی جنایتکارانه و مغایر با قوانین بینالمللی که منجر به شهادت حدود 79–80 نفر از کارکنان، سربازان وظیفه، مددکاران، مراجعین و خانوادهها شد).
در لحظه حمله، شهید حمید رنجبری کودک 5 ساله همکارش زهرا عبادی (مددکار زندان که خودش نیز شهید شد) به نام مهراد خیری را در راهرو دید. او بلافاصله کودک را در آغوش گرفت تا بیرون ببرد، اما موشک دیگری اصابت کرد و هر دو زیر آوار ماندند.
پیکرها سه روز بعد پیدا شدند: دستهای حمید و مهراد محکم به هم گره خورده بود و جدا کردنشان سخت. امدادگران صدای «عمو کمک» کودک را از زیر آوار شنیده بودند و 8 ساعت تلاش کردند. پدر مهراد پس از یافتن پیکر، از حمید تشکر کرد و گفت: «مرسی باغیرت، مرسی که میخواستی بچهام را نجات دهی.» این صحنه به عنوان نماد فداکاری و انسانیت در رسانهها بازتاب گسترده داشت.
مجموعه مشخصات در جهت گسترش پایگاه های اطلاعاتی اقدام به راه اندازی مجموعه دانشنامه مشخصات در زمینه های مختلف نموده است تا بتواند کمکی به گسترش اطلاعات و شفافیت در جامعه نمایید.