



شهید آرمان علیوردی، طلبه بسیجی جوان و غیور، در 21 سالگی چون شمعی در بادهای فتنه پاییز 1401 سوخت و خاموش شد؛ اما نور ایمان و ایستادگیاش تا ابد در دل ملت ایران فروزان ماند. او نه با سلاح، که با قلب پاک و باور راسخ به انقلاب و ولایت، در برابر کینه انساننماها ایستاد و نماد «جوان مومن انقلابی» و «قهرمان نسل عهدبسته» گردید. آرمان عزیز، همان که رهبر انقلاب او را با نام «آرمان عزیز» خطاب کرد، امروز الگویی جاودان از صبر، ایثار و مقاومت است.
آرمان علیوردی در سیزدهم تیر 1380 در تهران دیده به جهان گشود؛ در خانوادهای متدین و انقلابی که پدرش مهندس مکانیک و مادرش خانهدار بود. او در محله آذربایجان (نزدیک بزرگراه شهید نواب صفوی) و سپس محله شهران (منطقه 5 تهران) بزرگ شد. از کودکی دلش به مسائل دینی گرایش داشت؛ کودکی که با قرآن و هیئت و مسجد بزرگ شد و این عشق، مسیر زندگیاش را رقم زد.
پس از اخذ دیپلم، در رشته مهندسی عمران دانشگاه پذیرفته شد، اما پس از یک سال تحصیل، با قلبی پر از اشتیاق به علوم دینی، از دانشگاه انصراف داد و راه حوزه علمیه آیتالله مجتهدی تهران را در پیش گرفت. این تصمیم، نه از سر ضعف، که از عمق باور و تعهد به دین و انقلاب بود؛ آرمان میخواست سرباز واقعی امام زمان(عج) باشد.
آرمان عضو بسیج یگان امنیتی امام رضا(ع) بود؛ بسیجی فعالی که در امور امنیتی، فرهنگی و اجتماعی حضور داشت. او مربی کانونهای تربیتی نوجوانان، فعال در امور خیریه و کمک به نیازمندان، و پرچمدار ترویج فرهنگ عاشورا در ایام محرم بود. همرزمان و دوستانش او را جوانی مهربان، خوشاخلاق، متعهد و مسئولیتپذیر توصیف میکنند؛ کسی که همه دوستش داشتند و در هر جمعی، چراغ امید و ایمان بود.
او عاشق شهدا بود؛ هر هفته به مزار شهید سجاد زبرجردی در قطعه 50 بهشت زهرا و شهید احمدعلی نیری در قطعه 24 سر میزد. این مزارها پاتوق آرمان شده بودند؛ جایی که نماز میخواند، با شهدا خلوت میکرد و آرزوی شهادت در دل میپروراند.
در چهارم آبان 1401، در جریان ناآرامیهای شهرک اکباتان تهران، آرمان به عنوان بسیجی یگان امنیتی برای مقابله با اغتشاش و حفظ امنیت مردم به محل اعزام شد. او با کولهپشتی حاوی کتاب و لباس حوزه، بدون سلاح یا تجهیزات جنگی، تنها با ایمانش حاضر شد. اما عدهای انساننما او را شناسایی کردند، ربودند و به شدت شکنجه نمودند: با آجر به سر، چاقو به صورت و ران پا، کشیدن روی زمین و ضربات بیرحمانه. پس از شکنجه وحشیانه، پیکر نیمهجانش را کنار خیابان رها کردند.
ساعاتی بعد، بسیجیان او را یافتند و به بیمارستان بقیهالله انتقال دادند. آرمان دو روز در کما بود و سرانجام در ششم آبان 1401، بر اثر شدت جراحات و خونریزی به شهادت رسید. این شهادت مظلومانه، نمادی از جنایت فتنهگران و صبر طلبهای جوان شد که زیر شکنجه، پای انقلاب و ولایت ایستاد.
پیکر مطهرش در هشتم آبان در محله شهران تشییع و در قطعه 50 بهشت زهرا به خاک سپرده شد؛ همان قطعهای که یک ماه پیش از شهادتش، بر مزار شهید زبرجردی نماز خوانده و گفته بود: «من شهید خواهم شد و بهزودی به اینجا میآیم.» امروز مزار آرمان یکی از شلوغترین و پرزیارتترین قبور گلزار شهداست.
مجموعه مشخصات در جهت گسترش پایگاه های اطلاعاتی اقدام به راه اندازی مجموعه دانشنامه مشخصات در زمینه های مختلف نموده است تا بتواند کمکی به گسترش اطلاعات و شفافیت در جامعه نمایید.