



شهید عبدالمهدی مغفوری پنجم بهمن 1335، در روستای سرآسیاب فرسنگی از توابع شهرستان کرمان به دنیا آمد. پدرش از دوستداران اهل بیت و روضهخوانان سرآسیاب بود و با قالی بافی نان حلال ارتزاق میکرد. عبدالمهدی زیر سایه این خانواده رشد یافت. وی پس از گذراندن دوران تحصیل وارد دانشگاه کرمان در رشته برق می شود. او بعد از اینکه مدرک فوق دیپلم خود را کسب کرد برحسب وظیفه در سال 1356 به خدمت سربازی می رود و با سپری کردن دوره آموزش خود در پادگان آموزش لشگر تهران، به عنوان درجه دار در مخابرات در سمت متصدی تلفن شروع به کار می کند.
او بعد از فرمان امام خمینی (ره) مبنی بر ترک پادگانها جزو اولین کسانی است که به فرمان امام خویش لبیک گفته و با شرکت در تظاهراتها و پخش اعلامیه های سخنان امام خمینی (ره) از مردان موثر زمان خود می شود. شهید مغفوری در خردادماه 1359 به سپاه پاسداران میپیوندد و پس از چندماه خدمت در حفاظت سپاه بدلیل کارایی، استعداد و لیاقتش به عنوان مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران زرند منصوب می شود.
وی در سال 1363 به فرماندهی سپاه سیرجان منصوب می شود. این شهید بزرگوار در سال 64 در عملیات «والفجر8» به دلیل بمباران شیمیایی از ناحیه کمر و پا مجروح می شود. شهید مغفوری همچنین مسئول تبلیغات لشکر 41 ثارالله به فرماندهی شهید حاج قاسم سلیمانی می شود. مسئولیت او در عملیات کربلایی 4 تجهیز و هدایت قایق ها تا نزدیک منطقه عملیاتی «کربلای 4» بود و از آنجا که این عملیات با سختی و دشواری روبرو شد مجبور به بازگشت به خرمشهر شدند و سرانجام در حالی که معاونت ستاد لشکر 41 ثارالله را بر عهده داشت در همین عملیات در اثر بمباران منطقه توسط هواپیماهای دشمن، ایشان به شهادت رسید.
فرمانده سپاه پاسداران سیرجان
مسئول واحد بسیج سپاه پاسداران استان کرمان
مسئول تبلیغات لشگر 41 ثارالله در جبهه جنوب
معاون ستاد لشگر 41 ثارالله
مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران زرند.
شهید مغفوری به عشق امام زمان عجل الله نامش را عبدالمهدی گذاشتند. زمانی که نوزاد بود سخت مریض شد به ابوالفضل علیه السلام متوسل شدند تا بهبود یافت. شهید مغفوری شهدایی زندگی می کنند. او نیمه های شب بیدار می شد، وضو می گرفت و نماز شب می خواند. از 12 سالگی اذان، دعای سحر و ادعیه و قرآن میخواند؛ دوستانش به او عبدالله می گفتند. وی از اولین کسانی بود که با شنیدن نام امام خمینی (ره) صلوات می فرستاد. با پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد و به کردستان اعزام شد. آیت الله سید کمال موسوی عارف به او لقب مجسمه تقوا داده بود. در همه حال و در هر شرایطی اذان می گفت و هنگام تشییع و دفنش موقع اذان بود؛ برخی صدای اذانش و قرآن خواندنش را از تابوت شنیدند. در نماز خضوع و خشوع ویژه ای داشت در جلسه استانداری صندلی را کنار زد و به نماز ایستاد.
هر کاری را با بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ شروع و با الْحَمْدُ للّهِ تمام می کرد. دوستان و همکاران را مومن خطاب می کرد و در حضور او غیبت ممنوع و با ادب تذکر می داد. حاج قاسم سلیمانی، شهید عبدالمهدی مغفوری را امام زادهی شهر کرمان لقب داده بود.
شهید عبدالمهدی مغفوری عاشق لباس پاسداری و سبز سپاه بود. از آنجایی که شهیدی که در معرکه به شهادت می رسد غسل و کفن ندارد لذا با همین لباس پاسداری تا لحظه مشایعت پیکر مطهرش تا قبر اذان می گوید و سوره کوثر را تلاوت می نماید حتی پوتین های شهید را هم در نمی آورند و همین گونه به خاک سپرده میشود. شهید مغفوری اسوه تقوی، پایگاههای بسیج را سفارتخانه امام زمان عجل الله لقب داده و هنگام ورود به پایگاه بسیج درب ورودی پایگاه را میبوسید.
بسم الله الرحمن الرحیم
همسر عزیزم، زهرا خانم سلام. امیدوارم در راه انجام وظایف و تکالیف شرعی و الهی خودت موفق بوده باشی. اعتراف می کنم که در این مدت زندگی شوهر خوبی برای تو نبوده م و اینک امیدوارم که از خطاهایم در گذری و اشتباهاتم را نادیده بگیری و از خداوند بزرگ برایم درخواست آمرزش بنما. تو خود می دانی برایت در این مدت روشن شد که آنچه برای بنده مهم بود، عمل به تکلیف شرعی و انجام وظیفه بود و اگرچه در انجام آنها کوتاهی می کردم، ولی حداقل در صحبت هایم این مطلب واضح و روشن بود.لذا تنها چیزی هم که از تو می خواهم این است که به وظایف شرعیت عمل نمایی و آن گونه باشی که خداوند متعال و نبی مکرم اسلام(ص) و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین خواسته اند و و به کرمش که بچه هایم همین گونه بار بیایند و البته این سفارش بنده حقیر به تمام خواهران و برادران ایمانیم هست.
اینک چند مطلب است که لازم است با تو در میان بگذارم: سفارش می کنم که فرزندانم را تحت صحیح ترین تربیتها که تربیت اسلامی است قرار بده و از اینکه بچه ها در اختیار افراد بداخلاق و به دور از تربیت اسلامی قرار گیرند و یا اینکه با آنها معاشرتهای طولانی داشته باشند جداً پرهیز کنید.
سعی کن که فقط رضایت خداوند تعالی در زندگیت مطرح باشد. همان گونه که در وصیتنامه ای که به پدر و مادرم نوشتم درباره تو به آنها سفارش کرده ام، درباره آنها نیز به تو سفارش می کنم که با گرمی و صمیمیت با آنها رفتار نمایی و مواظب باش که خدای ناکرده رابطه بین شما تیره نشود.
مجموعه مشخصات در جهت گسترش پایگاه های اطلاعاتی اقدام به راه اندازی مجموعه دانشنامه مشخصات در زمینه های مختلف نموده است تا بتواند کمکی به گسترش اطلاعات و شفافیت در جامعه نمایید.